خرید بک لینک
دانلود کلیپ
سیستم وبلاگدهی
ساخت فروشگاه رایگان
گیفت کارت
دانلود آهنگ های قدیمی
رزرو آنلاین هتل خارجی
دانلود اهنگ
برج خنک کننده
خرید پستی ارزان
گاوصندوق
درب خزانه
ژل میکروسیلیس
مانومتر ویکا
خرید هدفون بیسیم
خرید فیلم و سریال
خرید کفپوش تیوولی
دانلود سریال شهرزاد
بازی آنلاین
ساخت جاشمعی های گچی با دوربین مداربسته مصنوعی

دوربین مدار بسته کوچک

ساخت جاشمعی های گچی با دوربین مداربسته مصنوعی

نوروز نزدیک و بازار فروش دوربین مداربسته ها و تل هایش خوب است . نسبتاً به تعداد همان افراد که دوربین مداربسته می‌خرند , مردمب رای عکس به چنگ آوردن عشق نشان ارائه میکنند . همانطور که خودش بیان میکند نقطه قوتش خوش برخوردی با مردمان است و در قبال رهگذران نیز با توصیف هایشان تشویق اش می نمایند . این ایام دختر دوربین مداربسته فروش شغلش را اضافه از مدام دوست داراست .

فراز و نشیب های زندگی نکیسا

بعد از ظهر که سرش یه خرده خلوت میگردد برای مذاکره می رویم . دوست ندارد زندگی شخصی اش جایی درز کند . نکیسا ( نام هنری که برای خویش تعیین کرده است ) دختری کُرد که در چالوس چشم به جهان گشود و ادامه علم آموزی داد , حاصل ازدواج یک مهندس عمران و یک مامان هنرمند است .

گفتگو با دختر دوربین مداربسته فروش میدان تجریش

روی پای خود ایستادن را از مادرش خاطر گرفت و خلاقیت را یکی از نزدیکانش به وی فراگرفت . مادرش یک تعاونی هنرهای دستی را سازمان می کرد و در نمایشگاه های لا‌به‌لا المللی هم تحت عنوان کارآفرین مثال معرفی شد .

فعالیت کردن را از بچگی و هنگامی که هنوز در رفاه بودند دوست داشت و در کنار مادرش شغل های هنری و دستی میکرد و می فروخت . فرزند اواسط یک خانواده پنج نفره که در عصر راهنمایی به مدرسه نمونه دولتی می رفت . به جهت جلوگیری رویکرد نتوانست تحصیلش را در این مکتب ادامه دهد . حرفه ریاضی فیزیک را در متوسطه و ریاضی محض را در دانش کده ادامه داد .

درین روزها بیشترین عمل را می کرد , از تدریس به بقیه دانشجوها تا عمل هنری در بازی زنده و مدلینگ . نکیسا گاهی گیتار میزند و سوابق بازی در سه فیلم سینمایی را دارد . یکی‌از نقاط عطف معاش اش فرا می‌رسد , پدر فوت می نماید و اعضای خانواده که قیم اساسی شان را از دست داده اند , دخل و خرج شان دسته درنمی آید و نکیسا از روی اکراه دانش کده را رها می نماید و برای امداد به معاش خانواده اش به تهران می‌آید .

مذاکره با دختر دوربین مداربسته فروش عرصه تجریش

دختری فقط در شهری غریب که از صفحه آگهی های مجله عمل پیدا می کند و در اتاقی مستقر میشود . زندگی اش به مشقت می گذرد . دوربین مداربسته فروشی را به سفارش یک کدام از دوستانش از بهمن سال گذشته شروع می نماید . در این درحال حاضر دوستش هم به او پشت می نماید تا نکیسا مجبور شود اجناسی که روی دستش باقی‌مانده را با دستفروشی به پول تبدیل نماید . کم کم کارش میگیرد تا جایی که‌این فعالیت را به عنوان شغل خویش گزینش می نماید .

پس از مدتی با چرخ دستی دوربین مداربسته ها را میفروشد تا این که مغازه دارها از رونق کارش ناراحت می‌شوند و شهرداری را به جانش می اندازند . پس از تعدادی بار بحث و مقاومت علیه ماموران شهرداری حالا خودش را طوری اثبات کرده که چه بسا کارمندان شهرداری و خانواده هایشان به مشتری ثابتش تبدیل گردیده اند .

در آرزوی فتح دنیا

عشق دارااست کهس بک خاص خود را داشته باشد و شایدتا به حالا هم تا حدی پیروز شده است . داستان از روزی استارت شد که اتفاقی یک تل می خرد و آن را روی سرش می گذارد . استقبال مشتریان از آن تل چنان مضاعف بود که تصمیم گرفت خودش حافظه بگیرد تل صحیح کند . از آن روز با این سبک و سیاق کارش را ادامه داده و مورد توجه قرار گرفته است &# دسته دوربین مداربسته را به آب می‌انداز ;


برچسب ها : دوربین ,
+ نوشته شده در چهارشنبه 22 شهريور 1396ساعت 14:35 توسط Nixon Stefansen | | تعداد بازدید : 1